ادامه مطلب
لینک نوشته| نوشته شده در ساعت 7 بعد از ظهر توسط : گل سرسبد
سلام يزدي هاي مهربون![]()
اين دفعه به معرفي وبلاگ _ ×× من و تو ×× عشقولانه_ مي پردازم.
اينم اول همه بگم اگه ميبينيد گاه نوبت رعايت نميشه تنها به اين دليل هست كه من بارها بهتون گفتم مشخصات بديد ولي بدون اينكه توجه كنيد فقط ميگيد منو معرفي كن!
مثلا آقا احسان همش يه بار گفتم مشخصات بده، جيك ثانيه اومد خلاصه و مفيد توضيح داد:
**من و تو** عشقولانه وبلاگي حاوي شعرها و متن هاي واقعا قشنگ و عكس هاي بي نظيره كه با نظم خاصي توسط نويسنده وبلاگ مرتب شدن و تو فضاي صورتي وبلاگ فضاي آرام بخشي پيدا كرده.
پيشنهاد مي كنم اگه سر زديد حتما شعراي پايين وبلاگ را بخونيد چون خودم خيلي خوشم اومد بخصوص از اين يكي:
چنان دل کندم از دنیا که شکلم، شکل تنهائیست
ببین مرگ مرا در خود که مرگ من تماشائیست
در آخر مشخصات خود آقا احسان از اهالي بروبچ يزد:
احسان 21 ساله خيلي بچه زرنگيه. كف مي كنيد هم سن منه ،ولي تو اين سن هم خدمتش را تموم كرده هم فوق ديپلم روابط عموميه!!! ( جون من بيا بين بروبچ ما يه رابطه ي خوبي برقرار كن!!! )
احسان عاشق نوشتنه و تا حالا هم عاشق نشده
خب اينم شماره تلفن و اي دي ايشون ، ديگه بريد وبلاگ را ببينيد
09132739788 essi5369
سلام
امروز مي خوام برا شروع كار وبلاگ بچه یزدی را شروع كنم
بچه يزدي يه پسر خوب و مهربون همشهري شماست و هموطن من!!!!
اسمش روح الله و 18 سالشه
تو وبلاگش همه چيز مي نويسه بخصوص اگه خواستين خبراي جزئي سطح شهرتون دستتون بياد حتما هر چند وقت يه بار وبلاگش را ببينيد بخصوص الان يه خبر باحال گذاشته
همه چيز تو وبلاگش هست هرچي كه دوست داريد و يه همشهري خوب مي تونه بنويسه.
من كه از وبلاگش واقعا خوشم اومد
در ضمن حتما اگه خبري حتي كوچيك از سطح شهر يزد داشتيد به بچه يزدي اطلاع بديد كه راجع بهش بنويسه.
بچه يزدي مهربون خيلي دوست داشتم بيشتر راجع به وبلاگت بنويسم، ولي وبلاگت باز نميشه. مرورگر اينترنتم خرابه به بعضي سايت ها حساسه از جمله وبلاگ تو!!!
ايناييم هم كه نوشتم همش چيزايي كه ازت به ياد داشتم اگه اشتباه بودن بگو اصلاح كنم عيب نداره بايد بپذيريم چون فكر مي كنم كه عدالت پنهان خداونده!! ( قضيه خارج از نوبت يادته كه...)![]()
سلام بروبچ یزد می خوام از امروز به بعد دونه دونه وبلاگ های یزدی را معرفی کنیم
از کی شروع کنیم به ترتیب هر کی زودتر نظر بده![]()
در ضمن مشخصات کاملی از خودتون بدید مثل موارد زیر و هر چی خودتون دوست دارین بقیه بدونن
اسم سن موضوع وبلاگ
فقط اینو می تونم بگم که این نظر کار یه آشنا می تونه باشه همین
شنیدم بودم که وبلاگتون مسخره است ولی نه اینقدر
اسم یزد رو حذف کنید چون ما خارج از یزد آبرو داریم.
البته میدونم که بعد از این پیام نظراتتتون رو طوری میگذارید که بعد از تایید نشون داده بشه اما اصلا مهم نیست چون من حرفم و زدم
جای همه خالی ، خیلی غیر منتظره آقای پستچی که دیگه مارو خوب میشناسه دیروز صبح اومد و شیرینی های خوشمزه را بهمون داد.
عالی بودن .
برای دومین بار ما دو تا آبجی جای غذا خوردن شیرینی یزدی را تا احتمالا یه هفته ترجیح خواهیم داد!
شیرینی ها مثل دفعه قبل سه نوع بودن
اسمشون را نمی دونیم فقط با رنگ واسشون اسم گذاشتیم
و تقسیمشون کردیم چون هر نوعش باب میل یکیمون بود. شیرینی سفیدا برای زینب و شیرینی قهوه اییا برای زهره!!!
قطاب ها هم برای دیگر اعضای خانواده
البته اعضای خانواده از وجود اون یکی ها بی اطلاعند وگرنه 100% دوست داشتن از این یکی ها هم میل کنن
هر وقت خونه خالی میشه ما دوتا میشینیم پای شیرینی خوردن چون نمی خواهیم کسی به اونا لب بزنه
لطفا اسم ندید بدید رومون نذارید خب تا حالا یزد نرفتیم ندیدیم دیگه...
تازه تازه مزش رو زیر زبونیم حس میکنیم.
زهره با خودش قرار داد بسته هر وقت رفت یزد سهم یک سالش را بخره
دیشب .وقتی بابام تقاضای شیرینی یزدی کرد،گفتیم اصلا شیرینی هاشون خوب نیست خیلی شیرینه دیابت میاره!
من چند شب پیش وقتی هنوز زهره نرفته بود یه آپ فقط مخصوص تو گذاشتم اما چون امتحان داشتم دیگه وقت نکردم وبلاگ را ببینم ولی امروز دیگه شاخ در اوردم اومدم دیدیم اون اپ نیست ولی اصلا مهم نیست اینبار با یه مطلب دیگه اپ میکنم ولی اون یکی خیلی باحال بود . ناهید خیلی خیلی ممنون که مرتب به اون وبلاگ سر میزنی ولی من نمی تونم اونجا چیزی برات بنویسم چون اون وبلاگ شریکی هست مال من و دوستم . از زهره اجازه گرفتم که گاهی اینجا چیزی بنویسم.
ناهید خیلی دوست دارم یه روز مهمون خونمون باشی...
امیدوارم تو امتحاناتت موفق تر از همیشه باشی دوست گل من( به خدا خیلی دوستت دارم)
بگو چی دوست داری تو وبلاگ برات بذارم
این متن هم تقدیم به تو:
من دلم ميخواهد ... خانه اي داشته باشم پر دوست ... كنج هر ديوارش ... دوستانم بـنشينند آرام ... گل بگو گل بشنو ... هر كسي ميخواهد وارد خانه پر مهر و صفامان گردد ... شرط وارد گشتن شستشوي دلهاست ... شرط آن داشتن يك دل بي رنگ و رياست ... بر درش برگ گلي ميكوبم ... و به يادش با قلم سبز بهار ... مينويسم : اي يار خانه دوستي ما اينجاست ! ... تا كه ديگر نگويد سهراب : خانه دوست كجاست
پاییز بهونست برگ از درخت خسته میشه
زمستون بهونست برف از آسمون سیر میشه
وبلاگ بهونست دلمون براتون تنگ میشه
خیلی خیلی عالی بود
به امید روزی که تو یزد از اون شیرینیای خوشمزه بخورم
هنگامه جان دستت درد نکنه![]()
تا صميمانه ترين عشق ها را تقديمت كنم ، ذهنم ياري نكرد .
پنداشتم كه ساده نوشتن چون ساده زيستن زيباست ،
پس ساده و بي تكلف مي گويم : دوستت دارم
اگه دوست داری بدونی دوستانی که تو سرتیتر
این وبلاگ هستن کی هستن که من خودمو
براشون می کشم اینو بخون:
داداش علی:
یه پسر بی نظیر با شخصیت ، گل، با کلاس ، خوش تیپ ،
ناز ، با حال ، (موهاش هم قبلا بلند بود عاشق موهاش هم بود)
نکته اخلاقی: علی اصلا اشکال نداره دنیا همش دو روزه بازم بلند میشه
بازم کوتاه میشه بازم بلند میشه بازم کوتاه میشه بازم بلند میشه
بازم ااااااااااه حوصلم سر رفت
بیخیال این یکی
در کل علی خان خیلی مهربونه.
عشق اتوبوس و ماشینه. گواهینامه یه ساله هم گرفته
( یادته خودتو زدی به کوچه علی چپ و شیرینی ندادی ، گفتی یه ساله که شیرینی نداره)
خودش میگه همه منو علی خان صدا میکنن
ولی از کسی تا به حال نشنیدم با این صفت صداش کنه
(آخه راستشو بخواین یه کمی هم خالی بنده)
مثلا دمای یزد همیشه خدا 53 درجه بالای صفره .
هیچ وقت هم نه بالا میره نه پایین میاد همیشه هم علی با تی شرت می ره بیرون
حتی ناف زمستون چون از نظر اون لباس گرمایی که تو چله زمستون
این جا می پوشیم افت کلاس داره.
اما خداییش برای ماصاف و بی ریاست.
یکمی هم فضوله
( ببخشید داداشی همش که صفت های خوب را نمی گن آدم باید انتقاد پذیر باشه)
یه تیک بامزه هم داره اما میذارمش به حساب لهجه ضایعش (یزدی)
میگما (تیک علی) یه خب های کش داری هم پشت تلفن میگه.......خ----------------------ب
![]()
![]()
![]()
ناهید:
این آبجی ناهید ما خداییش خیلی عزیزه .
خواهر علی و رشته کامپیوتر سال دوم دبیرستان( دنباله رو داش علی) راستش ما رو
کشت تا این رشته را انتخاب کرد. تابستون دیوونمون کرد بس که هر روز تابستون
خودش را تو یه رشته ایی تصور می کرد. مردیم بس که گفتیم آبجی دنیا دو روزه
یکیشو انتخاب کن. آخرش مهر ماه بعد از چشیدن بیست تا رشته به عرصه علم
کامپیوتر پا گذاشت.
هر چهارشنبه عصر هم با زینب قرار تلفنی دارن.
البته در نتیجه اصرار های بی حد و حساب ما علی خان بالاخره عکس ناهید جون را
برامون سند کرد و مفتخر به دیدارش شدیم. به قول علی دیدار مصنوعی و طبیعیش
موکول شده به قولی که بابا جان برای سفر ما به یزد داده ( خدا کنه )
شما هم دعا کنید
همون طور که گفتم من در حسرت دیدار ( طبیعی ) این دوستای گل هستم
هنگامه:
هنگامه خانوم گل ما متولد 71 هستش. به خدا خیلی نازه. یه مامان مهربونی هم داره .
فقط کافیه بگی سلام هزار بار قربون صدقت میره.
آبجی زینب با هنگامه هم هر هفته قرار تلفنی داره ( در کل بگم بابای بیچارم رو ورشکست
کرده).خودتون حساب کنید دیگه از یزد تا سنندج.
هنگامه کلاس زبان میره هنگامه جون
I LOVE YOU SO MUCH![]()
اولین کسیه که میبینم با لهجه یزدی اینقدر قشنگ حرف میزنه.
از شیرینی متنفره و عاشق لواشک و ترشک و این جور چیزاست
هنگامه جون نگران نباش زینب برات کلی لواشک سنندجی کنار گذاشته به زودی
به دستت می رسه!
(علی حسودی نکن لواشک را فقط به اونایی میدیم که خیلی دوست دارن
)
هنگامه خیلی خوش ذوقه. از اس ام اس هایی که می فرسته معلومه.
راحله:
راحله عزیزمون هم که دیگه نگو اونقدر دختر خوب فهمیده اییه که حد نداره.
فقط کافیه یه بار باهاش حرف بزنین. فورا می فهمه که با چه دختر عاقلی طرفه.
خیلی صبوره.ایضا راحله هم هر هفته با زینب قرار تلفنی داره _نگفتم بابام ورشکست شده_
یه چیزی میدونم که اینارو میگم...
خیلی ناز ، گل ، دوست داشتنیه . خیلی هم باوفاست. یه عالمه شعرای قشنگ هم بلده.
یه خواهر کوچولوی شیطون داره به اسم ریحانه خانوم که هنوز یه سالش نشده.
راحله جونم هم سال سوم دبیرستانه. رشته ریاضی.
عاشق ریاضی و فیزیک.مثل مهدیه خودمون.
عشق با حسرت عاشق زيباست
عشق با نبض دقايق زيباست عشق با زهر حقايق زيباست
عشق در حسرت ديدار تو بودن زيباست
دوستای گلم من و آبجی زینب در حسرت دیدار شماییم
![]()
![]()

